مرتضى راوندى
86
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
باشند و براى حسن جريان امور ، فرماندار ، دادرس و كلانتر ارمنى انتخاب كنند و دعاوى و اختلافات حقوقى و جزايى را طبق موازين شرعى و عرفى خود حلّ و فصل كنند . كلانتر و حكمران محلّ را پس از انتخاب به شاه معرّفى مىكردند و در صورت تصويب ، به كار مشغول مىشد . ارامنه پس از استقرار در ايران و آميزش با ايرانيان ، بسيارى از آداب و رسوم ايرانيان را پذيرفتند و بعضى از رسوم و آداب آنان در ايرانيان مؤثر افتاد و چون مردمى فعّال و زحمتكش بودند ، به فعاليتهاى مختلف كشاورزى و صنعتى و تجارى پرداختند . شاه عبّاس در كار تجارت ابريشم از همّت و كاردانى آنان سودها برد . اشتغال ارامنه به فعاليتهاى مختلف اقتصادى سبب گرديد كه اندكاندك مشقّات گذشته را فراموش كنند و براى خود ، خانه و كاشانه بسازند و به وضع مادى و اقتصادى خود بهبود بخشند . به گفتهء شاردن ، 60 بازرگان در جلفا به فعّاليّت مشغول بودند ؛ در دورهء شاه عبّاس دوّم در مقابل جلفاى قديم ، جلفاى نوى بنيان نهادند كه از لحاظ رعايت اصول شهرسازى و داشتن خيابانها و كوچهها راست و هموار بر جلفاى قديم رجحان داشت . بنا به گفتهء « پيترو دلاواله » وضع ارامنهء مازندران نيز رو به بهبود نهاد و مسافرى براى او نقل كرده كه در فرحآباد ، 40 هزار ارمنى زندگى مىكردهاند . ارامنه ايران بر خلاف يهوديها كه به دنبال كارهاى پرسود و كمزحمت مىروند ، از آغاز اهل سعى و عمل بودند و به هر كار دشوارى تن مىدادند ، به موجب مطالعاتى كه محقّقان ارمنى به عمل آوردهاند و به خصوص از مطالعهء نوشتههايى كه بر روى قبور ارامنه هنوز باقى است ، به خوبى مىتوان به پيشهها و حرف گوناگون اين اقليّت در طى 350 سال اخير پى برد ؛ آنان به كارهاى گوناگونى چون ريختهگرى ، گچبرى ، كوهبرى ، ساعتسازى ، بازرگانى ، بافندگى ، جولايى ، پالاندوزى ، قاليبافى ، باغبانى ، چكمهدوزى ، كدخدايى ، چينهكشى ، تربيت اسب ، صنعت چاپ ، نوازندگى ، خيّاطى ، حلّاجى ، دبّاغى ، سموردوزى ، قصّابى ، غربالسازى ، شمّاعى ، سلمانى ، نانوايى ، نجارى ، كفاشى ، نقاشى ، مينياتورى ، قافلهسالارى ، ناخدايى ، پزشكى ، جرّاحى ، مورّخى ، دبيرى ، مترجمى ، كلانترى ، سنگتراشى ، شيشهبرى ، آهنگرى ، اسلحهسازى ، آيينهسازى ، مسگرى ، بنّايى ، توپچىگرى ، سربازى و كلاهدوزى و جز اينها اشتغال داشتند . چنان كه اشاره شد ، روى سنگ قبر معمولا نام متوّفى و شغل و سال مرگ او را مىنوشتند : فى المثل : « زادور » ، كلاهدوز مدفون در قبرستان ارامنه 1681 ، « اوجاق » نجّار مدفون در قبرستان ارامنه 1715 « 1 » .
--> ( 1 ) . تلخيص از ايرانيان ارمنى ، ص 130 .